خواهش میکنم برام دعا کنید.

سلام.الان جمعست و ساعت حدودای 7:30 دقه ست و من تا دو ساعت دیگه مسابقه ی تکواندو دارم انقدر استرس دارم که جای حروف روی کیبورد یادم رفته...!

اومدم بگم خواهش میکنم برام دعا کنید.این مسابقه خیلی برام مهمه و اولین پله ست به طرفه تیم ملی!

خیلی استرس دارم پاهام داره میلرزه!امیدوارم گند نزنم......

وای خدایا!خودت کمکم کن.نذار لت و پار بشم.

بیشتر از اینکه از مبارزه و حریفم بترسم از استادم میترسم.اخه گفته اگه گند بزنی خودم کتکت میزنم!

ووی...!وای!

خدایـــــــــــــــــــــــــا کمکمون کن...........

پ.ن:لطفا واسه آپ قبلی کامنت بذارید این آپ نظرسنجیش فعال نیست)

دوباره از خودمون مینویسیم!!!!

سلام دوستای خوف و خوشمل و نانازی خودمون( بسه دیگه پررو نشید)

همونطوری که بعضی از دوستای قدیمی میدونن ما قبلنا که تازه وب زده بودیم از خودمون مینوشتیم یعنی خاطراتمونو مینوشتیم.بعد از یه مدتی شروع کردیم به چرت و پرت نوشتن تا اینکه دوباره میخوایم قر و قاطی بنویسیم.یعنی هم از خودمون هم چرت و پرت....

حالا مروری میکنیم تو این مدت که به ما چیا گذشت:

توی این مدت ما عین خر داشتیم درس میخوندیم!!ترم اول با نمرات خوب جزو شاگردای ممتاز شدیم و کلی ذوقیدیم...

شیطونی های ما تو این مدت به اوج خودش رسید و ما الان تبدیل شدیم به موجوداتی غیر قابل تحمل.به عبارتی از دیوار راست بالا میریم.

این چندوفت خیلی به ما خوش میگذشت و هی خوشحال وشاد بودیم و هستیم.

البته جنگ و دعوا شوخی و خنده گریه و داد و بیدادو از این قبیل چیز میزا زیاد برامون پیش اومد و از اونجایی که ماها خیلی عاقلیم همرو حل کردیم.

اتفاقای زیادی برامون افتاد بعضی وقتا خیلی بد بعضی وقتا خیلی خوب!!!

همه چیزه ما عجیب غریبه.مثلا این ساناز خانوم خواب دیده من حامله شدم...

اخه بابا جان من باید خودم استین بالا بزنم دیگه!که هنوزم نزدم.

بعدش خیلی اتفاقای دیگه هم افتاد.که یکیش خیلی بده.

ببینم شما ساچلی رو یادتونه که اولاش تو وب ما بود و بعدشم دیگه نیومد؟؟؟

خب حالا یادته که هیچی یادت نیست برو آپای اولیمونو بخون متوجه میشی.

ساچلی چند وقته پیش...(نمرده ها)

کیست با کدوم س؟؟؟

همون که تو بدنه ادمه دیگه!!یا کیستش یا صفراش تنگ شده الان تو تهران بستریه خیلی وقته....

ایشالله که حالش خوب شه.

راستی دیروز رفته بودیم اردو.......خب خوب بود خوش گذشت.امروزم چون امتحان ترم داشتیم ارفتیم مدرسه.بچه ها خیلی خسته بودن ولی من از همه خسته تر چون بعده اردر رفتم عرسی تا نصفه شب.

امروزم پایختی رفتیم و کلی به خانم عروس و اقای دوماد حسودیم شد...

ای حرص خوردما....ای حرص خوردما

خب منم دلم عروس خواست.

خب این پست دیگه بسته

پ.ن1:یک بار گفته بودم که با ماها کلکل نکنین...اقای محترم جوجه خودتی که از ترس هیچ ادرسی از خودت نذاشتی.

پ.ن2:ممنون از بعضی از دوستای خوبمون که همیشه بهمون سر میزنن بخصوص دادشی سعید و ایلیا اینا.

پ.ن3:هر 4 تامون دوستون داریم درصورتی که نظر بذاری.

پ.ن4:حوصله ندارم خبر بدم بهتون آپ کردم پس ناراحت نشیدا.

پ.ن5:میدونم دادشی سعید از دستمون ناراحت میشه که خبر ندادیم، ببخشید.

پ.ن6:نظر یادتون نره.نفری 5 تا نظر بذارید تا ما هم دوستون داشته باشیم هم بیایم وبتون نظراتتونو منفجر کنیم.

بابای دوستان.........!

کاریکاتور دخترای امروزی(ایرانی)




قابل توجه آقا پسرا و دختر خانما:

این پست فقط طنزه و هیچ منظوره بدی نداره و فقط و فقط برای خندست!

پس آقا پسرا مسخره نکنن و دختر خانوما هم به دل نگیرن!



























...

...

...

...

الان مثلا" گشت ارشاد(که اصلا"رابطه خوبی با دخترا نداره)اینارو گرفته!

این بچه سوسولاهم داره آبغوره میگیرن که نزنگن به باباییشون!

این خانم چادری هم که میبینید اونجا وایستاده با قیافه ای شبیه هاپو(بلا نسبت)و داره اون دختره ی لوسو میخوره خانم پلیسه!

لامسب عجب دماغ عملی هم داره این پلیسه...!

کی تو عمرش پلیس به این قشنگی و خوشگلی با دماغ به این خوش فرمی دیده آخه؟!؟!؟!؟






اگه میخوای سال خوبی داشته باشی قسمت نظراتو منفجر کن.
ا یالا دیگه...
بازم داره نگاه میکنه ها!!!
زود باش کامنتتو بذار
سال نوهم مبارک





چرت و پرت

سلـــــــــــــــوم.من نمیدونم این آخر خطیا چرا مردن.اصلا آپ نمیکننا.نگاشون کن.به درد...نمیخورن.عین مرده ها میمونن.بابا آخر خطیا یه ذره از من یاد بگیرین.ببینین ماشاا.. هزار ماشاا... 2 روز درمیون دارم آپ میکنم.بچه ها میدونین؟ساناز دچار عشق در یک نگاه شده.عشقش یه طرفه ست.مثل جاده چالوس که وقتی شلوغ میشه یه طرفه میکننش.دعا کنین 2 طرفه بشه.جاده ی دلش خلوت بشه و اون یه نفر کلشو پر کنه.من دارم براش دعا میکنم.هر کی دعا نکنه خره ها.بدونین!!!به قول ساناز شوخی میکنی یَم.راستی به نظر سنجیمونم یه سری بزنین بد نمیشه ها!درمورد فوتباله.خب من برم دیگه کار دارم.

اینا عکسای ماست!!!!

اين پانی جونه!!!

اینم سانی!!!!!!


اینم از آتنا!!!!


اینم که ساچلیه!!!!!


اینم ثریاست!!!!

اهان!اینم از من و خودش!!!!

سلام.بخاطر تاخیر و غیبتهای طولانی ببخشید!

خداییش کلی درس ریخته رو سرمون دیگه ترم داره شروع میشه و همش باید نمونه سئوال کار کنیمپدرمون در اومده!

اخه واسه امتحان انشا،نگارش 4 صفحه پشت و رو نمونه سئوال میدن؟؟؟؟

واسه امتحان ریاضی 4 تا سئوال ندادن حل کنیم!بعد واسه نگارش 40 تا!

وایی دیگه داریم دیوونه میشیم هممون رسما"!!!

منم که چندهفته ست دائما در شوکم!!!!

شوک اول از جایی شروع شد که مسابقه ی شطرنج مقام اول شهرستان(تیمی)شدیم!

شوک بعدی چند دقه بعدش اتفاق افتاد که درست زمانی که هیچ امیدی برای سوم نداشتن انفرادی تو مسابقه رو نداشتم....به طرز معجزه اسایی نفره سوم شدم!

البته مقام سوممو مدیون ساناز جونم هستم که اگه نبود اصلا" مقام انفرادی نمیاوردم!

واقعا" داشتم از خوشحالی منفجر میشدم!!!

شوک دوم زمانی اتفاق افتاد که واسه تولد ثوری رفته بودیم بیرون!!البته این شوک به طرز فجیحی وارد شد!اصلا" قابل گفتنم نیست!خجالت میکشم بگم!


شوک سوم همین امروز اتفاق افتاد هفته ی پیش امتحان امادگی دفاعی داشتیم من هیچی نخونده بودم(برای اولین بار)فقط یه دور از اول تا اخر درسارو نگاه کردم!بدونه اینکه بخوام یاد بگیرم فقط روخونی کردم!!بعد امتحانو گند زدم!!!!!

امروز که داشت نمره هارو میخوند سره اسمه من که رسید یهو من زرد کردم،بعد  که گفت:آتنا 12 شد یعنی نمره ی کامل!!!

من همونجا ایست قلبی کردم دیگه!!!!!!

وای خیلی باحال بود!!!!!!!!!

حالا من به کنار چند روزه به ما خیلی خوش میگذره و همش خبرای خوب میشنویم!

حالا بی خیال هدف من از این آپ پرسیدن یه سئوال بود که خیلی دلم میخواد بدونم نظره شما درموردش چیه!

شاید سئوالم یه مقدار کلیشه ای یا تکراری باشه ولی خب بازم میپرسم!

و اما سئوال:

اگه غول چراغ جادو جلوتون ظاهر شه و بگه یه ارزو کنید براورده میکنم!(هر ارزویی که دلتون بخواد فقط غیر ممکن نباشه)شما چه ارزویی میکنید؟؟؟؟؟؟

خواهشا تو قسمت نظرات جواباتونو برام بذارید!

ممنونم!

مشخصات یک دختر خوب

یه دختر خوب اصلا" بفکر گرفتن گواهی نامه نمی افته چون می دونه

با این کارش هیچ موجود زنده ای در امان نیست .

یه دختر خوب اصلا" جوک نمی گه چون می دونه اگه بگه این قد بی مزس

که هیچ کی بهش نمی خنده .

یه دختر خوب اصلا" تو اینترنت کاری نداره .

یه دختر خوب به هیچ جا تک زنگ نمی زنه .

یه دختر خوب عکس گلزارو و لئوناردو دیکاپریو رو قاب نمی کنه بزنه تو اطاقش .

یه دختر خوب پشت چراغ قرمز آرایشش رو درست نمی کنه .

یه دختر خوب اصلا" نمی دونه یاهو مسنجر چی هست .

یه دختر خوب تو کلاس ردیف اول میشینه .

یه دختر خوب وقت برگشتن به خونه ماشینش بو سیگار مور نمیده .

یه دختر خوب پای تلفن از کلمات : "میام" و" خونتون" استفاده نمی کنه .

یه دختر خوب وقتی میاد خونه دیپرس نیست .

یه دختر خوب وقتی کسی داره از عرض خیابون عبور می کنه حول

نمی کنه بجا اینکه پاشو بزاره رو ترمز گازو فشار بده .

یه دختر خوب هیچ وقت با یه پسر تو رانندگی کل کل نمی کنه چون

میدونه آخرش میره تو باقالیا .

یه دختر خوب وقتی داداشش ماشین باباشونو میگیره از حسودی

هی زیر آب داداشه رو پیش بابا نمی زنه .

یه دختر خوب وقتی تصادف می کنه نمیره رو بولوار نمی شینه

های های گریه کنه.

یه دختر خوب هر روز بعد از کلاس به بهانه خرید کردن تو خیابونا الاف نمیشه .

یه دختر خوب با دیدن یه پسر خوش تیپ ومایه دار خودش براش لوس نمی کنه .

یه دختر خوب چادر سر می کنه و چادرشو لخ لخ رو زمین نمی کشه .

یه دختر خوب به اصلا" پسر همسایه شونو تا حالا ندیده .

یه دختر خوب با توجه به این که میدونه همسایشون آش نذری داره

و ممکنه پسر همسایه آشو براشون بیاره درو باز نمی کنه .

یه دختر خوب تو دشستشویی جلو آینه بیشتر از بیست ثانیه ایست نمیکنه .

یه دختر خوب تو حموم پنج ساعت نمیشینه با موکن برقی موهای پاشو بزنه .

یه دختر خوب هی پسری رو که دوسش داره رو مجبور نمی کنه بیاد خواستگاریش .

یه دختر خوب با دخترایی که دوست پسر دارن معاشرت نمی کنه .

یه دختر خوب بجا اینکه بره پولشو بده آرایشگاه و ریملو ماتیک بخره

میره پولشو میده باباش براش جهیزیه بخره .

یه دختر خوب هم همیشه به اسم خود افتخار میکنه و به هرکس که می رسد

نمی گه که بجای سکینه و کلثوم به او پریسا و هنگامه و .... بگویند.

یه دختر خوب در اثر دیدن افراد غرب زده جو گیر نشده و پیراهن صورتی

داداششو تبد یل به مانتو نمی کند .

یه دختر خوب خودشو با چیپس و پفک سیر میکنه واصلا" غذا نمی خوره .

یه دختر خوب تقاضای وسایل نا مربوطی ازقبیل ماشین از خانوده نمی کند .

یه دختر خوب وقتی با نامزدش بیرون میره به پسرای مردم چشمو ابرو

نشون نمی ده .

یه دختر خوب برا حفظ حقوق خود در میادین شهر دست به تجمعات

فیمینیستی نمی زند .

یه دختر خوب بادخترای بی ادبی که فهش بدتر از بی شعور و احمق یاد دارن

معاشرت نمی کند .

یه دختر خوب هیچ وقت با تلفن بیشتر از سه ساعت مداوم صحبت نمی کند.

(( تازه این خوبشونه که کمتر از سه ساعته وای به حال .....))

یه دختر خوب هیچ وقت تلفن caller ID داری رو که باباش تازه خریده رو

اشتباهن به برق نمی زنه .

یه دختر خوب برا بیرون رفتن از خونه سه ساعت خودش بتونه کاری

و نقاشی نمی کنه .

یه دختر خوب هیچ وقت در جشنهای فامیلی جو گیر نشده و با

پسرای فامیل کل رقصیدن نمی زاره .

یه دختر خوب برا جلوگیری از چاق شدن هیچ گونه نوشیدنی مجاز وغیرمجاز را

بدون نسخه پزشک تغذیه استعمال نمی کند .

یه دختر خوب هیچ وقت بدون چادر گل گلی ایی که مامان بزرگش برا جشن

تکلیف نه سالگیش خریده در انزار عمومی ظاهر نمی شه .

یه دختر خوب هیچ وقت سوار ماشین مردای زیر 85 سال نمی شه

( آقایون اینا رو زیاد جدی نگیرید.همش شوخی بود ... )

با عرض معذرتی دوباره!

سلام دوستای گل!ببخشید جدیدا" وبمون پر شده از خبرای بد در مورد سانی!

ما هممون چون خیلی نگرانشیم اینطوری آپ میکنیم!

حالا شما ببخشید.

قول میدیم دیگه خبری از خبرای بد نباشه!

از همه ی آبجی های گل و داداشای خوبمون معذزت میخوام!!!


من کیم؟؟؟ساناز یا ساناز!!!

چه خر تو خری شده ها. یه وقت فکرنکنید من دارم ازدواج میکنم!!!!منو سانی و با هم اشتباه نگیریدا. اصلا میگم بیاین یه رمز بزاریم.من میشم ساناز اونم میشه ساناز.اینجوری میتونید بفهمید که من کدوم سانازم و اون کدوم سانازه!!! الان متوجه میشید که ساناز کیه...کی سانازه.

خداااااااااااااااااا این چه سرنوشتیه که من دارم که اسمم سانازه. حالا از بین این همه دقیقا ساناز باید ازدواج میکرد!!! الان من کدوم ساناززززززززززم؟؟؟؟ یکی بهم بگه....

و.............دوباره خبرای بد!

امروز سانی گفت:ازدواج قطعیه قطعی شده!

یعنی دارن میان خواستگاری!

حتی با هممون خداحافظی هم کرد!

وای یعنی واقعا" داره ازدواج میکنه؟؟

یعنی چی میخواد بشه؟؟

زنگ آخر که خورد از مدرسه اومدیم بیرون سانی گفت:دارم میرم دیگه مدرسه نمیام خداحافظ دیگه منو نمی بینید!

ولی میام کارت عروسیمو بهتون میدم!

خداحافظ!!!!!!!!!!!!

دیگه نمیام!!!!!!!

منم گفتم:الهی خون تون بهم نخوره ضایع بشی دوباره بیای مدرسه!!!

هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه

خدا کنه پشیمون شه ازدواج نکنه!

آخه هنوز براش زوده زوده!

بازم الهی خوشبخت شه!

حالا برید نظر بدید هرکی هم نظر نده خره!!!!!!!!!

هههههههههههههههههههههههههههه!!!!!!

فعلا" بابای

رضایت پدر ..................

امروز ساناز به من گفت که ازدواج قطعی شده .

گفتم بابات چی گفت رضایت داده؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هاااااااااااااان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سلام.من نمیدونم این آتنای ما آنتنه یا مرکز اطلاعات جهانی.عین جت اومد نوشت این تو.حالا بیخیال.شما فکرشو میکردین یه روز سانی ما این کارو بکنه؟!؟!؟!من و آتنا که وقتی این خبرو وسط کلاس شنیدیم 10 دقیقه به هم خیره شدیم.از درس فارسی هم هیچی نفهمیدی.زیاد هم مهم نیست.چون هیچوقت چیزی نمیفهمیم.دیگه حرفی واسه گفتن ندارم.این آتنا که همه چیزو اومد و گفت به شما.فعلا بابای تا ببینیم بعدا چی میشه.مطمئن باشید یکی از آخر خطیا بهتون خبر میده.

ازدواج سانی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وای چه فاجعه ای !

سانی میخواد ازدواج کنه ! اون از من خیلی کوتاتره در واقع من هم قد دوس پسرشم.

چه جوری می خواد لباس عروس بپوشه ؟

این بار آخر خطی ها با یک خبر نسبتا" وحشتناک برمیگردند...

کی فکرشو میکرد یکی از ما شیش تا بخواد ازدواج کنه؟؟؟هان؟؟؟

متاسفانه یکیمون داره ازدواج میکنه!میگم متاسفانه چون میدونم پشیمون میشه و الان براش زوده!

همتون شاخ در آورید نه؟؟میدونم باورش چقدر سخته!

من خودم شنیدم تا ده دقه خیره شدم یه نقطه!

خب میگم کیه!

سانی!

از هممون ریزه میزه تره!

قدش شاید یه متر و 50-40باشه!

وای فکرشم برام سخته!یه دختره 14 ساله تو لباس عروس؟

یعنی چی؟؟

آخه دختره ی دیوونه تو که...

موضوع اینطوری شروع شد:

بنده رفته بودم خونه مامان بزرگم اینا جمعه همه فامیلم اونجا بودن!گوشیم زنگ خورد برداشتم یه خانومه بود!انگار خیلی هم ترسیده بود و هول بود.خودشم نمیفهمید چی داره میگه!میگفت با بابات کار دارم.منو میبینی به رگ غیرتم برخورد دیگه!گفتم شما با بابام چیکار داری؟؟؟اسمت چیه؟از کجا زنگ میزنی؟؟؟زنه میگفت من نه دزدم نه قاتلم نه پلیس من فقط باباتو کار دارم موضوع حیاتیه!گفتم ده دقه دیگه بزنگ.رفتم خونمون بابام اونجا بود.تو راه هرچی شماره تو گوشیم داشتم پاک کردم گفتم چی شده!رنگم شده بود عین گچ دیوار!!!!!!!!!!!!

خلاصه اومدم خونه و زنه زنگید و بابام حرفید.نمیدونم چی بود فقط فهمیدم دخترشون که سانی باشه گم شده یا شایدم فرار کرده!!اوناهم به شماره ی دوستاش میزنگیدن ببینن پیش اوناست یا نه؟

خب حالا خیلی نگران شده بودیم!زنگ زدم ثوری درجا همه چی رو تعریف کردم(حال میکنید خبر گذاری پارسم)یکم حرف زدم باهاش و ثوری هم گفت فردا تو مدرسه همه چی معلوم میشه.

زد و سانی نیومد.

فردای فرداشم نیومد!(وای یعنی چی شده؟)

غروب زنگ زدم بهش گفت مریض بودم فردا میام.

امروز اومد مدرسه وسط کلاس نامه داد بهم دارم ازدواج میکنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

(جــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــانــــــــــــــــــــــــــــــــــــم؟)

خب حالا هیچی.بعد گفت به بابام گفتم یا باید با این پسره(اسمشم نمیدونم آخه)ازدواج کنم یا فرار میکنم.

باباش گفت:هر کاری میخوای بکن فدای سرم.

این خرم فرار میکنه!

میره خونه خالش!!!!!!!!!!(خاک تو فرق سرت دیگه جا نبود اسگل؟)

واسه همین مدرسه نمیاد تا باباش بره با پسره حرف بزنه ببینه اصلا" دخترشو میخواد یا نه؟

خب حالا که هنوز هیچی مشخص نیست.ولی کل مدرسه و معلما میدونن.دیگه نمیدونم چی میخواد باشه به محضه اینکه اتفاقی افتاد میام می آپم.

منتظر بقیش باشید!

ما آخر خطیم... یعنی چی؟؟

قابل توجه بعضی ها!

اگه ما اسم وبمونو گذاشتیم ما آخر خطیم... حتما" یه چیزی میدونیم که گذاشتیم.

اسمشو نذاشتیم بعضی ها بیان بگن چون سنتون کمه و فلانین و...اینا نمیتونین آخر خط باشید.

هی شمایی که دم از آخر خط بودن میزنی!باید بهت بیگم هر چی هستی واسه خودت باش!

ما نگفتیم نیستی!

پس شما هم بیخودی نظر نده و خودتو به رخ ما نکش.

بعدش اگه ما اگه چیزی مینوییسم حتما" مدرک داریمو براتون جک نمیگیم یا شوخی نمیکنیم!

جک رو شما میگی و حرف اضافی رو شما میزنی که میای میگی شما نه من. میگی من آخر خطم بعد که باهات کل میندازیم میبینیم جوجه ای بیش نیستی!

بهتره با ما کل نندازی!

باید بدونی که ما تا به حال جلو هیچکس کم نیاوردیم!

دیگه حوصله کل انداختنم نداریم!(یعنی حوصله ضایع کردن بعضی هارو نداریم)

این وبو صرفا" واسه این ساختیم که باهاش سرگرمتون کنیم نه اینکه به واسطش باهاتون کل بندازیم!

پس فکره کل انداختن با ما نباشید!

چون کم میارید!

هیچکی نمیتونه حتی به گرد پای ما شیش تا هم برسه!

پس بازم میگم فکره کل انداختن نباشید و

حرف اضافه هم ممنوع!

(اگه اینارو نوشتم منظورم با دخترا و محمد جوووووووووون یا همون پسر جهنمی نبود!با بعضی از آقا پسرای خود خواه بود که حرف اضافی زدن و ما هم مجبور شدیم و لهشون کردیم!پس بقیه ی آقا پسرای غیر محترم که میخوان باهامون کل بندازن بهتر بشینن سره جاشون تا له نشن)

امیدوارم دوستان عزیز ناراحت نشده باشن!

چون منظورم فقط با بعضی ها بود!

با عرض معذرت...!!!!

سلام دوستای گل!ببخشید وبه ما دیر به دیر آپ میشه!خدایی درسامون زیاده نمیرسیم!منم که دستم شکسته نمیتونم آپ کنم یه چی میخوام بنویسم شیش ساعت طول میکشه!میدونید که قضیه چیه؟یعنی واسه چی دست و سرم شکسته؟خب اگه یکم برید پایین تر آپ بچه هارو بخونید متوجه میشید بنده چطوری تصادف کردم!از بس حواس پرتم.

حالا غم گرفته بودم که چون دستم شکسته دیگه نمیتونم تکواندو رو ادامه بدم...ولی...

پریروز رفتم دوباره عکس بگیرم.دکتر عکسو که نگاه کرد!یکم بهم خندید و سرشو تکون داد!گفتم وای یعنی واقعا" دیگه نمیشه!

گفت:نه............................میشه!

_جــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان؟متوجه نشدم!

_گفتم که میشه بری!خوشبختانه ضربه زیاد سنگین نبوده و فقط چندتا مویرگ پاره شده که اونم مشکل نداره درست میشه!

_واقعا"؟؟وای چه خوب!!من دارم میرم یه بسته شیرینی بگیرم تو مطبتون پخش کنم!خیلی ممنون!خداحافظ

_وایستا دختر....کجا با این عجله؟بخیه های سرت چی پس؟؟؟

_چی؟؟اونارو بیخیال درست میشه.

_یعنی چی بچه؟؟پس فردا بیا بازشون کنم!فقط سرتو زیاد خم نکنیا!دستشم نزن انقدر!!خونریزی کرد باید بری بیمارستان برات بخیه کنن دوباره ها!!

_ها؟؟؟باشه باشه میام حتما" دیگه خداحافظ.عکسارو گرفتم پریدم بیرون!!یادم رفت مامانم پیش خانم دکترست!

_دوباره رفتم تو.مامان نمیای؟؟؟

_تو یکی که مارو فراموش کردی!دیگه چرا بیام؟

_بابا پاشو دیگه جان مادرت لوس نشو.

خلاصه اومدیم خونه و منم خوشحال و شاد و خندان!بی خبر از اینکه فردا امتحان علوم داریم!!نشستم عربی خوندم!اخرش ثوری اس داد علوم خوندی؟؟وای تازه یادم اومد نشستم خوندم تا 12 شب!

فرداییش امتحان دادم شدم 19!آخــــــــــــــی.فکر کردم 2 میشم!!!

خب حالا دستم درد میکنه!نیم ساعت دیگه هم دارم میرم بخیه هامو باز کنم!

آخـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ جونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ!!!!!!!

خوشحال و شاد و خندانم!

بســـــــــــــــی خوشحالم!

وای آمپول که نمیزنه؟میترسم!!
مامانیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ!
خدا کنه بی آمپول باشه
دیگه خداحافظ برم لباس بپوشم
بای بای بای بای بای بای
دوســــــــــــــــــــــــتو دارم!
..............................

قتل همسر به کمک وزن اضافی
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
iconدسته: اخبار جهان, اخبار روز

این زن ۱۳۶ کیلویی روز حادثه بعد از درگیری بر روی شوهرش که فقط ۵۵ کیلو وزن داشت، نشست و او را له کرد و به قتل رساند. این حادثه در تابستان گذشته، زمانی که این زن و شوهر با هم درگیر شده بودند، رخ داد. آنها ۳ فرزند دارند.


تصاویری از اسکورت اوباما:

هلی کوپتر حامل اوباما




و حالا اسکورت ویژه و امنیتی رئیس جمهور کشورمان محمود احمدی نژاد:

چه حالی داره اذیت کردن

  • قبل از ورود مهمونها یک دور همه قاشقها رو دهنی کنید.

  • قبل از ورود به دستشویی عمومی به بقیه تعارف کنید.

  • تو آلبوم کنار عکس بچتون چندتا از پوشکهای نازنینشون رو هم بچسبونید.

  • سر میز غذا مدام جوکهای کثیف دبلیوسی ای تعریف کنید.

  • سر میز با آفتابه برای مهموناتون آب پرتقال سرو کنید.

  • توی راسته ی خیابون روی شیشه ماشینهایی که پارک کردند تف کنید.

  • از زیر شلواری پدربزرگتون به عنوان هدیه ولنتاین استفاده کنید.

  • برای بستن در سامسونتی که توش هندونه گذاشتید تلاش کنید.

  • از مامورین زن طرح ارتقای امنیت اجتماعی شماره بگیرید

  • با کراوات ابریشمی شوهرتون در دبه ی ترشی رو پلمب کنید.

  • صندل پاشنه ۵ سانتی رو با جوراب مچی بپوشید.

  • به برادر یا خواهرتون(هر کدوم که بیشتر فاز میده )زنگ بزنید و با صدای بریده بریده و نگران بگید بابا .. بابا…بابا … آب داد درسشو یادته ؟

  • برای معافیت از سربازی همه دندوتاون رو بکشید.

  • کرم ضد آفتاب رو به کف پاتون بمالید.

  • با سنگ پا صورتتون رو تمیز کنید.

  • صفحه ازدواج و طلاق شناسنامه تون رو با خودکار آبی پیشاپیش پر کنید.

  • با موبایل دوستتون به خونه شون زنگ بزنید و بگید از بخش حوادث بیمارستان مزاحم میشید و این موبایل توی جیب جانباخته بوده.

  • از انتظامات پارک بپرسید این همه میگفتن تو پارکها کلی مواد فروش داره پس کوشن ؟

  • به جای قناری مرغ و خروس تو قفس بذارید و از سقف اتاق آویزون کنید.

  • هر جا زنبورگاوی دیدید با دست بگیرید و اینقدر فشارش بدبد تا شیرش دوشیده بشه.

  • در یک شب شعر شرکت کنید و شعر تبلیغ مای بیبی رو با احساس بخونید.

  • مسئولیت یک عملیات تروریستی رو به عهده بگیرید.

  • وسط ظهر در ماه رمضان برید جلوی دادگستری یه سفره مفصل پهن کنید و شروع کنید به خوردن.

  • برای اینکه بدونید لذت تولد دوباره چقدره معتاد بشید و بعد از چند ماه ترک کنید.

  • به نوزاد دوماهه تون کباب بره بدید تا یه کم جون بگیره .

  • روز تولد همسرتون گلاب رو داخل شیشه عطر بریزید و به عنوان یک عطر فرانسوی گرانقیمت به او هدیه بدید.

  • خلعت آخرت رو بعد از خرید پرو کنید.

  • سر کلاس توی یقه ی همکلاسیتون کرم خاکی خیس بندازید.

  • به منظور صرفه جویی پوشکهای بجه تون رو بعد از تعویض بذارید تو آفتاب خشک بشه و بعد به عنوان دستمال سفره استفاده کنی

گوگل دیوونه

ا حالا دیده اید که گوگل دیوانه بشه ؟! ندیدید ؟ خوب حالا می تونید ببینید:

به سایت گوگل (انگلیسی )بروید
تمام نوشته های نوار آدرس را پاک کنید. سپس کد زیر را کپی و در نوار آدرس جایگذاری کنید


javascript:R=0; x1=.1; y1=.05; x2=.25; y2=.24; x3=1.6; y3=.24; x4=300; y4=200; x5=300; y5=200; DI=document.images; DIL=DI.length; function A(){for(i=0; i-DIL; i++){DIS=DI[ i ].style; DIS.position='absolute'; DIS.left=Math.sin(R*x1+i*x2+x3)*x4+x5; DIS.top=Math.cos(R*y1+i*y2+y3)*y4+y5}R++}setInterval('A()',5); void(0);

اینتر را بزنید و لذت ببرید