خواهش میکنم برام دعا کنید.

سلام.الان جمعست و ساعت حدودای 7:30 دقه ست و من تا دو ساعت دیگه مسابقه ی تکواندو دارم انقدر استرس دارم که جای حروف روی کیبورد یادم رفته...!

اومدم بگم خواهش میکنم برام دعا کنید.این مسابقه خیلی برام مهمه و اولین پله ست به طرفه تیم ملی!

خیلی استرس دارم پاهام داره میلرزه!امیدوارم گند نزنم......

وای خدایا!خودت کمکم کن.نذار لت و پار بشم.

بیشتر از اینکه از مبارزه و حریفم بترسم از استادم میترسم.اخه گفته اگه گند بزنی خودم کتکت میزنم!

ووی...!وای!

خدایـــــــــــــــــــــــــا کمکمون کن...........

پ.ن:لطفا واسه آپ قبلی کامنت بذارید این آپ نظرسنجیش فعال نیست)

عکس های بی پایان

دوباره از خودمون مینویسیم!!!!

سلام دوستای خوف و خوشمل و نانازی خودمون( بسه دیگه پررو نشید)

همونطوری که بعضی از دوستای قدیمی میدونن ما قبلنا که تازه وب زده بودیم از خودمون مینوشتیم یعنی خاطراتمونو مینوشتیم.بعد از یه مدتی شروع کردیم به چرت و پرت نوشتن تا اینکه دوباره میخوایم قر و قاطی بنویسیم.یعنی هم از خودمون هم چرت و پرت....

حالا مروری میکنیم تو این مدت که به ما چیا گذشت:

توی این مدت ما عین خر داشتیم درس میخوندیم!!ترم اول با نمرات خوب جزو شاگردای ممتاز شدیم و کلی ذوقیدیم...

شیطونی های ما تو این مدت به اوج خودش رسید و ما الان تبدیل شدیم به موجوداتی غیر قابل تحمل.به عبارتی از دیوار راست بالا میریم.

این چندوفت خیلی به ما خوش میگذشت و هی خوشحال وشاد بودیم و هستیم.

البته جنگ و دعوا شوخی و خنده گریه و داد و بیدادو از این قبیل چیز میزا زیاد برامون پیش اومد و از اونجایی که ماها خیلی عاقلیم همرو حل کردیم.

اتفاقای زیادی برامون افتاد بعضی وقتا خیلی بد بعضی وقتا خیلی خوب!!!

همه چیزه ما عجیب غریبه.مثلا این ساناز خانوم خواب دیده من حامله شدم...

اخه بابا جان من باید خودم استین بالا بزنم دیگه!که هنوزم نزدم.

بعدش خیلی اتفاقای دیگه هم افتاد.که یکیش خیلی بده.

ببینم شما ساچلی رو یادتونه که اولاش تو وب ما بود و بعدشم دیگه نیومد؟؟؟

خب حالا یادته که هیچی یادت نیست برو آپای اولیمونو بخون متوجه میشی.

ساچلی چند وقته پیش...(نمرده ها)

کیست با کدوم س؟؟؟

همون که تو بدنه ادمه دیگه!!یا کیستش یا صفراش تنگ شده الان تو تهران بستریه خیلی وقته....

ایشالله که حالش خوب شه.

راستی دیروز رفته بودیم اردو.......خب خوب بود خوش گذشت.امروزم چون امتحان ترم داشتیم ارفتیم مدرسه.بچه ها خیلی خسته بودن ولی من از همه خسته تر چون بعده اردر رفتم عرسی تا نصفه شب.

امروزم پایختی رفتیم و کلی به خانم عروس و اقای دوماد حسودیم شد...

ای حرص خوردما....ای حرص خوردما

خب منم دلم عروس خواست.

خب این پست دیگه بسته

پ.ن1:یک بار گفته بودم که با ماها کلکل نکنین...اقای محترم جوجه خودتی که از ترس هیچ ادرسی از خودت نذاشتی.

پ.ن2:ممنون از بعضی از دوستای خوبمون که همیشه بهمون سر میزنن بخصوص دادشی سعید و ایلیا اینا.

پ.ن3:هر 4 تامون دوستون داریم درصورتی که نظر بذاری.

پ.ن4:حوصله ندارم خبر بدم بهتون آپ کردم پس ناراحت نشیدا.

پ.ن5:میدونم دادشی سعید از دستمون ناراحت میشه که خبر ندادیم، ببخشید.

پ.ن6:نظر یادتون نره.نفری 5 تا نظر بذارید تا ما هم دوستون داشته باشیم هم بیایم وبتون نظراتتونو منفجر کنیم.

بابای دوستان.........!

جوووووووووووووووووووووووووووک

  یه توپ دارم قلقليه ....... موهاي سرم فرفريه ..... مسیج جديد نداشتم سرت كلاه گذاشتم

----------------------------

   دختره ميره تو كتاب فروشي ميگه آقا ببخشيد كتاب برتري زن بر مرد دارين؟ مرده نگاش ميكنه ميگه خانم شرمنده ما اينجا رمان تخييلي نميفروشيم

----------------------------

   طرز تهيه دختر سالم مواد لازم . ...........اصلا ولش كن مواد رو حروم نكنيم

 

   يارو تو مشهد بچش گم ميشه نذر مي كنه و ميگه: يا امام رضا دستم به دامنت، بچم پيدا بشه، ديگه غلط كنم بيام مشهد

 

   میدونی چرا قزوینیا آدمای خوشبختین؟ چون هیچ وقت بخت و اقبال جرات نمیکنه بهشون پشت کنه

----------------------------

   امروز سالگرد تولد پت و مته ! تو هم مثل من اين روز رو به خنگ ترين کسي که ميشناسي تبريک بگو!!! جنبه داشته باش واسه خودم نفرست

 

   برداشتن قدمهاي بزرگ در زندگي باعث پاره شدن خشتك انسان ميشود

----------------------------

   دو تا ترك داشتن تو يه ماشين بمب كار ميذاشتن يكيشون به اون يكي ميگه: اگه اين بمب الان منفجر شه چي كار كنيم؟ اون يكي ميگه نگران نباش من يكي ديگه دارم

----------------------------

   ترکه داشت گريه می کرد. باباش پرسيد چی شده؟ گفت: عاشق شدم! باباش گفت حالا عاشق کی هستی؟ گفت: هر کسی که شما صلاح بدوني

 

   بند تمبونتیم، ولمون کنی هم ما میریم هم آبروتو می بریم

 

   بچه ترکه از پدرش مي‌پرسه: بابا، ماه نزديك‌تره يا اصفهان؟ ترکه ميزنه پس گردنش و ميگه: آخه پدرسگ، معلومه ديگه، مگه تو از اينجا ميتوني اصفهان رو ببيني

 

   اگر اصفهاني برات يه اس ام اس (پیامک) داد ، بدون که به يادته ، اگردو تا اس ام اس (پیامک) فرستاد بدون که خيلي خاطرت مي خواد ، اگر سه تا اس ام اس (پیامک) فرستاد ، بدون که موبايل مال خودش نيست

 

   مي دوني سر دره مطب جراحي پلاستيک چي نوشته؟لولو تحويل ميگيريم هلو تحويل ميديم

 

   مي خواستم شمع باشم تا آخر عمر برات بسوزم... ولي نامرد اديسون برق رو اختراع كرد

 

   برای صرف جویی در مصرف سوخت از خانمهای عزیز خواهشمندیم با اولین بوق سوار شوند

 

   به تركه ميگن چرا زنتو باچاقو كشتي ميگه والا وضع ماليمون خوب نبود كه تفنگ بخرم

 

   ترکه نشسته بود سر جلسه کنکور. سؤالا رو پخش می کنن و ترکه اول یه پنج دقیقه ای مبهوت به سؤالا خیره میشه . بعد یه پنج تومنی از جیبش در میاره شروع می کنه تند تند شیر یا خط کردن و پاسخ نامه رو پر میکنه . بعد 50-40 دقیقه مراقب میبینه ترکه خیس عرق شده و مرتب یه سکه رو میندازه بالا و زیر لب فحش میده . میره جلو می پرسه داری چیکار میکنی؟ ترکه می گه همه سؤالا رو جواب دادم . دارم جوابامو چک میکنم

 

   افسر داشته امتحان رانندگي ميگرفته. از ترکه ميپرسه: اگه يه نفر وسط خيابون بود، بوق ميزني يا چراغ؟ ترکه ميگه: برف پاك كن جناب سروان! افسر تعجب میکنه، ميپرسه: يعني چي؟ ترکه ميگه: جناب سروان، يعني يا برو اين طرف يا برو اون طرف

 

   رشتيه پاي كامپيوتر جو گير ميشه زنشو سند تو ال ميكنه

 

   اگه ديدی جوانی بر درختی تکيه کرده بدان بنزين نداره سکته کرده

 

   از خـدا يـه گل خواسـتــم،اون بـه مـن يـه بـاغ داد من از خدا يه درخت خواستم،اون به من يه جنگل داد میترسم از خدا تو رو بخوام بهم یک گله گوساله بده

 

   به لره ميگن بچت حشيش مي‌كشه ميگه حشيش چيه؟ ميگن يه چيزيه كه آدم مي‌كشه و ميره تو فضا. شب پسرش مياد خونه و لره بهش ميگه اصغر حشيش مي‌كشي؟ پسره ميگه نه بابا چطور مگه؟ لره ميگه خفه شو پدر سگ، مردم تو آسمونا ديدنت

 

   از لره مي پرسن؟ چه طوري لر شدي ؟مي گه: اولش تفريحي بود

 

   به لره ميگن علي يارت ميگه ما تيممون تكميله يار خودتون

 

   يه روز به لره مي گن : دو دو تا ميگه : 4 تا مي گن :اه اه جکو خراب کردي رفت