عرفان تنها raper غربه

من ۱۲ مرداد ۱۳۶۲ در شهر اصفهان به دنیا اومدم و از حدود ۶ ماهگی شروع کردم به کوچ کردن بین ایران، آمریکا و اروپا، خیلی* از دوران مدرسه رو در ایران سپری کردم، اکثر دبستان، سال اول راهنمائی، و همچنین اول و دوم دبیرستان رو در ایران بودم و قبل از تولد ۱۶ سالگیم برای آخرین بار از ایران خارج شدم. تا به حال به آمریکا، ترکیه، آلمان، فرانسه انگلیس، هلند، دانمارک، سوئد، کانادا، مکزیک، پاکستان سفر کردم. عاشق ایران، زبان فارسی*، شعر، فیلم، بازیگری، موسیقی و تقریبا همه جور هنری که فکرشو بکنین هستم.

اولین کتاب شعری که خوندم گلستان سعدی بود که برای تولد ۸ سالگیم خریده بودن و از اون به بعد شروع کردم به شعرای دیگران رو خوندن، و الان شاعر مورد علاقم عمر خیام هست. کلا کتاب زیاد میخوندم، سوژه*های مورد علاقم، تاریخ، جنایی، طبیعت، جغرافی، می*شه گفت که اکثر کتابهای agatha christie و jules verne رو خوندم تو دوران بچگی*. علاقهٔ خیلی* زیادی به طنز دارم، همه جوره، جوک، فیلم، تأتر و غیره………… تو مدرسه همیشه معلم هام از دستم دیوونه بودن و با اینکه خیلی* دوتسم داشتن، تقریبا هر روز به دلیلی* تو دفتر بودم. شهر اصفهان رو خیلی* دوست دارم، چون خاطرات خیلی* خوبی* از اونجا دارم ولی* در عین حال تهران و شمال رو هم کلی دوست دارم چون زیاد برای سفر می*رفتیم چون مادرم اهل تهران هست و کلله فامیلش اونجا زندگی* میکردن. بچگی* در ایران تاتر بازی می*کردم و علاقهٔ زیادی داشتم، همینطور به موسیقی، ولی* به خاطره مخالفت پدرم نتونستم ادامه بدم تا اینکه اواخر ۱۷ سالگی به خاطر مشکلات خانوادگی از خانواده جدا شدم و شروع کردم به تنها زندگی* کردن که در آمریکا، که خوب معنیش این بود که باید کاملا خرج زندگی* و اجاره و غیره رو خودم بدم که باعث شد که دیدم نسبت به زندگی* و دنیا کاملا عوض بشه و برای همه چیز فقط به خودم اتکا کنم و راه خودم رو ادامه بدم و برم دنباله چیزای که بهش عشق میورزم، نه چیزای که بقیه برام تصمیم گرفته بودن. مشکلات اقامتی زیادی داشتم تو آمریکا و در سن ۱۹ سالگی، بعد از جریان حملات ۱۱ سپتامبر، ۲۰۰۱ به خاطر اینکه اقامت قانونی* نداشتم و ایرانی* هستم به چند زندان مختلف آمریکا رفتم، و بالاخره بعد از چند روز آزاد شدم و چسبیدم به عشقم، موسیقی و شعر و بر این تصمیم بودم که موسیقی ایران تو کاملا عوض کنم و اثر و مهر خودم رو روی تاریخ موسیقی ایران بکوبم، آلبوم اول مشکلاته خیلی* زیادی داشت، از اونجا که اینجا ستودیو خیلی* گرونه و رپ هم سبک جدیدی بود، ولی* بالاخره کاره خودم رو کردم و آلبوم بیرون اومد و تونستم همه جا پخشش کنم. فعلا هم بیش از ۲ سال که رو آلبوم جدیدم کار می*کنم و می*خوام به زودی زود بدمش بیرون، و حس می*کنم همهٔ امید و آرزوهای این ۱۰ ساله رو با آلبوم جدیدم به دنیا تقدیم می*کنم و امیدوارم که جواب خواسته رو بگیرم. از نظر موسیقی به خیلیها علاقه دارم، ولی* بزرگترین الگویه زندگی شخصی* و موسیقیم Tupac shakur هست. به سبکایه rap, house, jazz, rock , ایرانی* سنتی*، علاقهٔ زیادی دارم. شرکت پایدار رو درست کردم و تصمیم دارم با این شرکت چهرهی موسیقی ایران رو عوض کنم و دارم با کمک دوستان و همکارن زحمتکشم این کار رو انجام میدم. امیر A-plus, افرا و خشایار از اول راه باهام بودن، چند وقت بعد امانول هم آمد و بیش از یک سال پیش سرکش هم به ما پیوست به همراهی برادرش میلاد و از اون موقع، سوگند و بهزاد لیتو هم به ما پیوستن و داریم با قدرت کامل میریم جلو و امسال خیلی* کارا هست که داریم انجام میدیم

چند تا عکس خوشگل از ماهی!!!


این عکس آخریه مال فیل me & city بود.نظر یادتون نره.

معرفی بازیگر اصلی سریال فرار از زندان"ونت ورث میلر"

من از این بازیگر خیلی خوشم میاد.واسه همینم دارم این مطلبو براتون مینویسم.

زمینه ی فعالیت:بازیگر

ملیت:آمریکایی بریتانیایی تبار.

تولد:سال 1972.

ونت ورث میلر متولد انگلستان هنرپیشه ی آمریکایی بریتانیایی تباری است که در پی ایفای نقش "مایکل اسکوفیلد"در سریال فرار از زندان که از شبکه ی"فاکس"پخش شد شهرت بسیاری پیدا کرد.

اوایل زندگی:میلر در"چیپینگ نورتون،آکسفوردشر انگلستان"بدنیا آمد.او فرزند"جوی ماری پالم"دبیر آموزش استثنایی و"ونت ورث ارل میلر دوم"وکیل و معلم است.پدرش هنگان تولد وی از طریق بورسیه ی رودز،در دانشگاه آکسفورد تحصیل می کرد.او می گوید که پدرش از تبار آفریقایی،آمریکایی،جاماییکایی،بریتانیایی،آلمانی و یهودی و مادرش از تبار روسی،فرانسوی،هلندی،سوری و لبنانی است.هنگامی که یک ساله بود،خانواده اش به"پارک اسلوپ،بروکلین نیویورک"نقل مکان کردند.بنابراین تابعیت دوگانه ی خود را حفظ کرد.دو خواهر به نام های"گیلیان"و"لی"دارد.

زندگی حرفه ای:"در سال 1995 به به لس آنجلس رفت تا حرفه ی هنرپیشگی را دنبال کند.او در توصیف راه پر پیچ و خمی که در مسیر ستاره شدن طی کرده،چنین می گوید:راه درازی در پیش رو داشتم که با شکست و موانع بسیاری همراه بود؛اما هرگز نتوانستم از آن دست بکشم.هنرپیشگی برای من به منزله ی هوا برای تنفس است.بنابراین کاری بود که باید می کردم."ایفای نقش "دیوید"حساس و دورنگرای سریال"داینوتوپیا"نخستین حضور میلر در قالب نقش اصلی به حساب می آید.پس از ظاهر شدن در تعدادی نقش فرعی در تلویزیون،در سال 2003،در فیلم"ننگ بشری"به عنوان جوانی شخصیت"کولمن سیلک"آنتونی هاپکینز ایفای نقش کرد و در قالب نقش فردی که با گذشته ی خود در حال مبارزه است.قاطعانه به عنوان مرکز اصلی فیلم شناخته شد.او به طور کلی خاطرات بسیار شیرینی از این تجربیات دارد و به گفته ی"تونی موریسون"در رمان معشوق:"شرحیات متعلق به شارح اند،نه مشروح."ایفای نقش"گیج پتر و نزی"دانش آموزی که به هیولای دریایی تبدیل می شود،در سریال"بوفی،قاتل خون آشام"در سال 1998 اولین حضورش در تلویزیون بود.در سال 2005 برای ایفای نقش"مایکل اسکوفیلد"در سریال فرار از زندان شبکه ی تلویزیونی"فاکس"انتخاب شد.او نقش برادری مهربان را بازی کرد که نقشه ی پیچیده و دقیقی را برای رهایی برادرش"لینکولن باروز"دامینیک پرسل از اعدام به جرمی که مرتکب نشده بود،طراحی می کند و با اجرای بی نظیرش جایزه ی بهترین بازیگر سریال های هیجانی"گلدن گلاب" در سال 2005 را از آن خود می کند.میلر در دو موزیک ویدئوی ماریا کری که"برت رتنر"کارگردان اپیزود آغازین"pilot"از سریال فرار از زندان کارگردانی آنها را به عهده داشت،در نقش مهمان حضور پیدا کرد. رتنر ایده ی استفاده از میلر در موزیک ویدئو را مطرح کرد و بعذ از نشان دادن عکس او به کری و موافقت وی،هر دو برنامه همزمان فیلمبرداری شد.بنابراین امکان حضور همزمان در هر دو برنامه را به دست آورد.

او در این باره می گوید:"ماریا چهره ای جهانی است.همکاری دو روزه ای که در این برنامه با هم داشتیم،به ن فرصت بیشتری برای دیده شدن داد و از این بابت سپاسگزارم"میلر پس از فرار از زندان به عنوان بازیگر مهمان در فصل یازده سزیال تلویزیونی"low and order"حضور پیدا کرد.

فیلم شناسی:

1997:بوفی،قاتل خون آشام"buffy the vampire slayer"سریال تلویزیونی.

2000:عامه پسند"popular"سریال تلویزیونی.

2002:داینوتوپیا"dinitopia"سریال تلویزیونی.

2003:ننگ بشری"the human stain"

2003:زیر زمین"underworld"

2005:اعتراف"the confession"فیلم کوتاه.

2005:نهان"stealth"

2005:نجواگر روح"ghost whispere"سریال تلویزیونی

2009_2005:فرار از زندان"prison break"سریال تلویزیونی.



گفتگو با محسن افشانی...

تاریخ تولد؟یازدهم شهریور 1368.

خانواده؟همین قدر بگویم که همیشه سپاسگزارشان هستم.نقش خانواده در شکل دهی شخصیت بچه ها غیرقابل انکار است.

مشوقت بودند؟شاید آن روزها که برای تئاتر میرفتم زیاد کارم را جدی نمیگرفتند.اما وقتی اولین تصویر از من پخش شد جدی گرفتند و نسبت به من مطمئن تر شدند.

اولین کاری که از تو دیدند؟اجرایم در برنامه ی آستانه که برایشان جالب بود و به آن علاقه مند شدند و بعد از آن کلی تشویقم کردند.

چطور وارد عرصه ی هنری شدی؟اتفاقی،یعنی پیش آمد.چند سال پیش روز سیزده بدر با خانواده ام بیرون رفته بودیم.یکی از دختران فامیل مان که به کلاس تئاتر می رفت به من گفت که اگر دوست داری بیا یک سری به کلاس ما بزن.من هم رفتم و آنجا را دیدم،علاقه مند شدم وثبت نام کردم.

با اجرا شروع کردی؟نه.همانطور که گفتم به کلاس های بازیگری تئاتر می رفتم و با نمایش شروع کردم.بعد از بازی در چند نمایش بود که پیشنهاد اجرا را دادند.

چطور و چه کسی پیشنهاد داد؟علی مختارزاده که دوتا از کارهایم را دیده بود از برنامه ی آستانه تماس گرفت و برای بازی در یکی از آیتم ها دعوتم کرد.یک ماه بعد هم برای یک اجرا به من پیشنهاد دادند و بعد از آن رفته رفته کار اجرایم بیشتر شد.

حالا بازیگری یا اجرا؟من راستش بازیگر تئاترم نه مجری.به نظرم مجری یک سری خصوصیاتی دارد که من دوست نداشتم با آنها آشنا شوم.

بهترین مجری از نظر شما؟رضا رشیدپور.

خیلی زود مطرح شدی.چرا؟برای خودم هم گاهی سوال می شود.البته از استعدادهایم خبر داشتم.اما همیشه فکر می کنم چقدر خوب و چه زود و در واقع به موقع در این جایگاه قرار گرفتم.

اولین کارت ترانه ی مادری بود؟نه.در واقع اولین کار حرفه ایم گه پخش شد ترانه ی مادری بود.پیش از آن در سریال کارآگاهان بازی کرده بودم.

نوشتن؟خیلی به آن علاقه دارم،نوشتن متن وشعر،شاید روزی نویسندگی را هم تجربه کنم.

سرگرمی؟فیلم دیدن،موسیقی و البته یک خوره ی جدول به تمام معنا هستم.

مطالعه؟بیشتر مجله می خوانم و گاهی هم روزنامه.

ستاره شدن؟بیشتر به فکر محبوبیت و شهرت هستم.به قول آقای پرستویی کسی ماندگار است که ظرفیت داشته باشد.امیدوارم من هم ظرفیت اینها را داشته باشم.

خواهر و برادر هم داری؟فقط یک خواهر دارم که از من بزرگتر است.

بازیگری؟کاری جالب و دوست داشتنی است.البته باید اعتراف کنم که جزء اهداف من در زندگی نبوده است.از بچگی می خواستم مهندس شوم.

بازیگر مورد علاقه؟بیشتر کارهای حامد بهداد را دوست دارم.البته بازیگر خوب زیاد داریم.

حرف آخر؟با تمام دلتنگی هایم روزی باید بروم...

اینم از گفتگوی آقا محسن خودمون.نظر یادتون نره.تا بعد.