<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>...ما آخر خطیم</title>
<link>https://sayana75.blogfa.com</link>
<description>ٌ!!!!صدای نسل امروز...اگه میتونی بهمون برس آخر خط منتظرتیم</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 12 Aug 2011 16:04:08 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>لاسیک های بیچاره</title>
<link>https://sayana75.blogfa.com/post/139</link>
<description>چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند يك هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند. اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد تاريخ امتحان اشتباه كرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا كنند و علت جا ماندن از امتحان را براي او توضيح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر ديگري رفته بوديم كه در راه برگشت لاستيك خودرومان پنچر شد و</description>
<pubDate>Fri, 12 Aug 2011 16:04:08 +0330</pubDate>
<dc:creator>pantea</dc:creator>
<guid>sayana75.blogfa.com/post/139</guid>
</item>
<item>
<title>گـــل صداقــت...</title>
<link>https://sayana75.blogfa.com/post/138</link>
<description>دویست و پنجاه سال پیش از میلاد در چین باستان شاهزاده ای تصمیم به ازدواج گرفت. با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را انتخاب کند. وقتی خدمتکار پیر قصر ماجرا را شنید بشدت غمگین شد، چون دختر او مخفیانه عاشق شاهزاده بود، دخترش گفت او هم به آن مهمانی خواهد رفت. مادر گفت: تو شانسی نداری، نه ثروتمندی و نه خیلی زیبا. دختر جواب داد: می دانم هرگز مرا انتخاب نمی کند، اما فرصتی است که دست کم یک بار او را از نزدیک</description>
<pubDate>Thu, 11 Aug 2011 12:45:23 +0330</pubDate>
<dc:creator>sanaz</dc:creator>
<guid>sayana75.blogfa.com/post/138</guid>
</item>
<item>
<title>به زمین و زمان فش میدهیم،آخر ما داغ دیده ایم...</title>
<link>https://sayana75.blogfa.com/post/136</link>
<description>بله درست خواندید ما داغ دیده ایم.اما نه داغ از دست دادن عزیز!نه داغ نمره ی بد گرفتن!نه داغ...(دیگه نمیدونم چندتا داغ داریم مگه؟اه) ما داغ دیده ایم داغ شکست داریم...داغ بی آبرویی و داغ بی تعصبی و بی غیرتی انزلیچی ها! آری ما خودمان را کشتیم و به اب و اتش زدیم........... پرسپولیس را به باد مسخره گرفتیم و ملوان را تشویق کردیم(البته تو خونه ها!دخترا رو تو استادیوم راه نمیدن) پدران و برادران ما به منظور مسخره کردن پرسپولیس افتابه ی قرمز خریدند و فریاد ملوانی جان</description>
<pubDate>Sun, 12 Jun 2011 20:18:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>sayana75</dc:creator>
<guid>sayana75.blogfa.com/post/136</guid>
</item>
<item>
<title>×××جواب×××</title>
<link>https://sayana75.blogfa.com/post/134</link>
<description>سلام آقای 666 خوبی؟ ما قصد دوستی نداریم عزیزم. ولی اگه میخوای میتونی به عنوان یه دوست اجتماعی از طریق وبمون با ما در ارتباط باشی. البته فقط از راه نظر گذاشتن. شما میتونی نظر بذاری ماهم زیره نظرت جوابتو میدیم. ممنون سر زدی خوشحال شدیم. منتظرتیم.بای</description>
<pubDate>Thu, 09 Jun 2011 09:38:01 +0330</pubDate>
<dc:creator>atena</dc:creator>
<guid>sayana75.blogfa.com/post/134</guid>
</item>
<item>
<title>خواهش میکنم برام دعا کنید.</title>
<link>https://sayana75.blogfa.com/post/133</link>
<description>سلام.الان جمعست و ساعت حدودای 7:30 دقه ست و من تا دو ساعت دیگه مسابقه ی تکواندو دارم انقدر استرس دارم که جای حروف روی کیبورد یادم رفته...! اومدم بگم خواهش میکنم برام دعا کنید.این مسابقه خیلی برام مهمه و اولین پله ست به طرفه تیم ملی! خیلی استرس دارم پاهام داره میلرزه!امیدوارم گند نزنم...... وای خدایا!خودت کمکم کن.نذار لت و پار بشم. بیشتر از اینکه از مبارزه و حریفم بترسم از استادم میترسم.اخه گفته اگه گند بزنی خودم کتکت میزنم! ووی...!وای!</description>
<pubDate>Fri, 20 May 2011 03:54:32 +0330</pubDate>
<dc:creator>sayana75</dc:creator>
<guid>sayana75.blogfa.com/post/133</guid>
</item>
<item>
<title>عکس های بی پایان</title>
<link>https://sayana75.blogfa.com/post/132</link>
<description></description>
<pubDate>Sun, 15 May 2011 11:17:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>sanaz</dc:creator>
<guid>sayana75.blogfa.com/post/132</guid>
</item>
<item>
<title>دوباره از خودمون مینویسیم!!!!</title>
<link>https://sayana75.blogfa.com/post/131</link>
<description>سلام دوستای خوف و خوشمل و نانازی خودمون( بسه دیگه پررو نشید) همونطوری که بعضی از دوستای قدیمی میدونن ما قبلنا که تازه وب زده بودیم از خودمون مینوشتیم یعنی خاطراتمونو مینوشتیم.بعد از یه مدتی شروع کردیم به چرت و پرت نوشتن تا اینکه دوباره میخوایم قر و قاطی بنویسیم.یعنی هم از خودمون هم چرت و پرت.... حالا مروری میکنیم تو این مدت که به ما چیا گذشت: توی این مدت ما عین خر داشتیم درس میخوندیم!!ترم اول با نمرات خوب جزو شاگردای ممتاز شدیم و کلی ذوقیدیم...</description>
<pubDate>Thu, 05 May 2011 18:11:43 +0330</pubDate>
<dc:creator>sayana75</dc:creator>
<guid>sayana75.blogfa.com/post/131</guid>
</item>
<item>
<title>جوووووووووووووووووووووووووووک</title>
<link>https://sayana75.blogfa.com/post/130</link>
<description>یه توپ دارم قلقليه ....... موهاي سرم فرفريه ..... مسیج جديد نداشتم سرت كلاه گذاشتم ---------------------------- دختره ميره تو كتاب فروشي ميگه آقا ببخشيد كتاب برتري زن بر مرد دارين؟ مرده نگاش ميكنه ميگه خانم شرمنده ما اينجا رمان تخييلي نميفروشيم ---------------------------- طرز تهيه دختر سالم مواد لازم . ...........اصلا ولش كن مواد رو حروم نكنيم يارو تو مشهد بچش گم ميشه نذر مي كنه و ميگه: يا امام رضا دستم به دامنت، بچم پيدا بشه، ديگه غلط كنم بيام مشهد</description>
<pubDate>Wed, 27 Apr 2011 10:51:50 +0330</pubDate>
<dc:creator>pantea</dc:creator>
<guid>sayana75.blogfa.com/post/130</guid>
</item>
<item>
<title>حقایقی درباره ی پسرا!!!</title>
<link>https://sayana75.blogfa.com/post/129</link>
<description>1-با داشتن هیکلی ضایع تیشرت تنگ نپوشن و فیگور نگیرن! 2-از کلاس پنجم دبستان صورتشونو 3 تیغه نکنن و افترشیو نزنن! 3-پس از یافتن اولین مو در پشت لب احساس مردانگی نکنن و به فکر ازدواج نیفتن! 4-در میهمانی ها و محافل خانوادگی احساس بامزگی نکنن و چرت و پرت نگن! 5-ادعای با مرامی و با معرفتی و با وفایی و غیره نکنن! 6-کت و شلوار صورتی با بلوز زرد نپوشن و کراوات قهوه ای نزنن! 7-احساس با غیرتی نکنن و راه به راه به آبجی کوچیکه گیر ندن! 8-از ۹ سالگی پشت ماشین باباشون</description>
<pubDate>Thu, 14 Apr 2011 11:47:47 +0330</pubDate>
<dc:creator>soorayya</dc:creator>
<guid>sayana75.blogfa.com/post/129</guid>
</item>
<item>
<title>بیوگرافی کسری احمدی همون که تو آکادمی گوگوش بود</title>
<link>https://sayana75.blogfa.com/post/128</link>
<description>کسری در سال 1986 در تهران متولد شد.از سنین کودکی علاقه ی زیادی به موسیقی داشت.در سن 14 سالگی نواختن گیتار و خواندن را شروع کرد(درست مثل من.ولی من نمیخونما).از آن پس او استادان آواز و موسیقی زیادی داشته است. پس از اتمام درسش در دوره ی دبیرستان مهندسی کامپیوتر را در یکی از دانشگاه های تهران شروع کرد.در سال دوم دانشگاه بود که تصمیم گرفت برای ادامه ی تحصیلاتش به لندن برود.در حال حاضر او مشغول تحصیل مهندسی عمران در یکی از دانشگاه های شناخته شده ی لندن است.(ا</description>
<pubDate>Thu, 31 Mar 2011 17:42:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>soorayya</dc:creator>
<guid>sayana75.blogfa.com/post/128</guid>
</item>
</channel>
</rss>
